تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

384

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

« رئيس لشكر » بود و تدبير مملكت به دست او بود بخواند و گفت : « برو پيش پادشاه ، پدر ما ، و اين پيام ما را به او برسان « 1 » : ما و هيچيك از زيردستان ما سبب آفتى كه تو در آن افتاده‌اى نبوده‌ايم ، بلكه آن را خداوند به كيفر كارهاى زشت تو براى تو فرستاده است « 2 » و از آن كارهاى زشت است : 1 - بر پدرت بشوريدى و ستم راندى و پادشاهى

--> مستقل ظاهر مىگردد بر من معلوم نيست . اين مرد بنا به گفتهء منابع يونانى از اعضاى اصلى توطئه بوده است و بعد او را به سوى هراكليوس فرستاده‌اند تا دربارهء صلح گفتگو كند . در يونانى عنوان او را « رهبر سپاه ايران » و يا « فرمانده سپاه ايران » و يا « فرمانده سپاه » ( ) نوشته‌اند و اين با عنوانى كه در متن براى او ذكر شده است تطبيق مىكند و آنچه را كه در اخبار الطّوال و طبرى فارسى به جاى كتيبه ( سپاه ) كتّاب و كتبه ( دبيران ، و در اين صورت عنوان او دبيربذ مىگردد ) گذاشته‌اند باطل مىسازد . ( 1 ) - شكايات و اعتراضات و پاسخهاى مفصلى كه به آن داده شده است نبايد به عنوان اسناد صحيح تلقى گردد ، گرچه دلايل دفاعى خسرو را كسى بيان كرده است كه به اوضاع خيلى خوب آشنا بوده است . نگارش اصلى اين اعتراض‌ها و پاسخها ظاهرا چند سال پس از مرگ خسرو و مرگ شيرويه صورت گرفته است اما مسلّما در زمانى بوده است كه كسى از نسل خسرو ( شايد يزدگرد سوم ) سلطنت مىكرده است . طبرى از همه مفصل‌تر ذكر كرده است اما باز بىتلخيص نيست زيرا طبعا در اصل براى هر اعتراض پاسخى داده شده بوده است ، در صورتى كه طبرى بعضى از اين پاسخها را ذكر نكرده است . در شاهنامه پاسخها به همان ترتيب طبرى است اما بعضى از پاسخها را كه در طبرى نيست دارد . گرچه شاهنامه در جزئيات با طبرى در چند جا فرق دارد اما بيشتر كلمه به كلمه با طبرى مطابق است و از آن جمله است مثلا كلمات سرآغاز . با همهء تهذيب و تحرير در ترجمهء عربى باز اصل پهلوى خود را از لابه‌لاى عبارات ظاهر مىسازد . دينورى در تلخيصى كه آورده است بعضى را به دلخواه خود تغيير داده است و اين وضع در طبرى فارسى بيشتر است . از عبارات كوتاهى كه يعقوبى در اين قسمت نقل كرده است برمىآيد كه او هم همين شكايت و همين پاسخ را در برابر خود داشته است . اما پندهاى پرويز زندانى به شيرويه در نامه‌هائى كه بعضى از آن در عيون الاخبار از روى كتاب التاج نقل شده است به روش ديگرى است . ابن قتيبه انديشه‌هاى ديگرى از پرويز و دربارهء پرويز از اين كتاب التاج نقل كرده است ( مقايسه شود با بوستان سعدى چاپ گراف ص 33 به بعد ) . اين نوشته كه به هر حال ساختگى است در الفهرست ( ص 118 ) به خسرو اول نسبت داده شده است و نادرست است . ( 2 ) - فردوسى در اينجا گويد : « بگوئى كه ما را نبد اين گناه * نه ايرانيان را بد اين دستگاه كه بادافره ايزدى يافتى * چو از نيكوئى روى برتافتى . . . »